بدون شرح!

در ميخانه که باز است ...

پس چرا حافظ گفت :

                             دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند

/ 7 نظر / 7 بازدید
علی

سلام بله برادر. شما کدوم میثم اید؟

مهدی براذران

سلام ميثم جان . باز هم ميبايست راهنمايی کنی حس خوبی نسبت به شما و وبلاگتان دارم . با تشکر

سوشیانس

رحمت و لطف خدا بر سر ما میبارد این منیت ز کجا بر سر ما می آید؟؟؟

دلت بسوزه! ديوانه ای که از قفس پريد

سلام علیکم! احوال شما بد مشدی کله خور!!! خوبی یره؟ شماره تلفن تو گم کردم!‌به ایمیلم بفرست راستی، يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم. تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم در ضمن تو که میدونی من از عرفان مرفان چیزی سرم نمیشه! بیلمزه بیلمزم!!! تو آن حالت ما رو هم دعا کن!

مهيار

بله ملائک در میخانه زنند ٬ ولی شما که ملک نیستی که پشت در بمونی !! حضرت علی (ع): هر کس دری را بکوبد ٬ بالاخره آن در برویش باز میشود

مهيار

راستی در خونه ديگری رو اشتباه نزنی ٬ فقط برو در خونه خودش ...

هيچ

دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند در ميخانه كه باز است چرا حافظ گفت دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند اما حافظ بدون دليل حرفي نميزند وبايد به او ايمان آورد كه او در قله اي از معرفت به سر ميبرد ومن بي نوا تا بخاهم اورا بفهمم ره دراز ميطلبد در ميخانه نبد بسته ولي آن ملكان جمله كردند حيائ در ميخانه زدندhgjlhs nuh