دفتر مشق

سلام

بعد از مدتها دوباره این دل هوای اینجا نوشتن رو کردو چه کنم که قلمم یارای این رو نداره که اون چیزی که در ذهنم هست به روی کاغذ بیاره که این همیشه مشکل من بوده و فعلا خواهد بود ...

از همون کلاس اول که از مغازه رنگارنگ لوازم التحریر میخریدیم تا مدتها جلد دفترها یک نوع بود.

رنگش بعضی وقتها فرق میکرد

 مثلایکیش 40 برگ بود یکیش 60 برگ ولی همشون یکی بودن .....

همومون تو همونها می نوشتیم

همه بچه های کلاس از همونها داشتن

روش هم یک چیزی نوشته بود که اولا با خودم میگفتم یعنی چی !

نه داداشه من منظورم جدول ضرب  پشت جلد نیست

اخ اخ از بالای همین جدول ضرب چقدر از عمو جان کتک خوردیم چون بلد نبودیم !

اما خدایش بدشو هم نگم موقعی که جواب می دادم همشو یک پنج تومانی از اون زردا ها یادتونه از اونا جایزم بود....

ولی هیچ وقت عمو از روی جلد بهم دیکته نگفت  اهان شاید فقط چون دو کلمه رو جلد نوشته بود. شاید اینبار دیدمش ازش سوال می کنم علتش چی بود که هیچ وقت از روی جلد بهم دیکته نگفت.

ادامه دارد .....

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
بهنام

سلام . سخنرانی آقا که تو زمینه گذاشتی خیلی زیباست . موفق باشی .