نامه ای از یک دوست !

 سلام میثم

اینجا هوا خوب است

طبیعت قشنگ است

اما نمی دانم چرا مردم در مصرف لباس صرفه جویی می کنند

دخترهای بیچاره لباس ندارند بپوشند

مثل گاو های پرواری هم چاق و چله اند

من که آنها را می بینم به یاد گاوهای دایی فرهاد می افتم

که همه اش داشتند کاه و علوفه می خوردند

شب ها هم هی خودشان را تکان تکان می دهند

و داد می زنند

نمی دانم چرا اما شاید خودشان را تکان می دهند تا گوشت هایشان بریزد

یک چیزهایی هم می خورند که مثل... است و کف می کند

خیلی آن را هم دوست دارند

با ولع خاصی می خورندش

بعد هم مثل گاو هر کس با هر کس خواست دوست می شود

و همدیگر را می بوسند

و بعد مثل زاپاس ماشین که پنچر می شود

عوضش می کنند

و لاستیک نو می اندازند زیر ماشین

(دقت شود به عبارات)

بله

اینجا آدم ها شکل گاو هستند

و یا بهتر بگویم

گاو ها شکل آدم

شیر هم نمی دهند

خاصیتی هم ندارند

حتی کودشان هم چون می رود در فاضلاب نمی شود استفاده کرد

نتیجه: من خیلی خرم که آمده ام بین این گاو ها

حسنک کجایی

دیر وقت بود

خورشید داشت کم کم غروب می کرد

پسر حسن کجایی؟

پس چرا نمی آیی؟

من دلم گرفته است

بقیه اش بعدا

وقتی خود پسر حسن آمد

ولی

ما نمی گذاریم بیاید

همه روز می گوییم نیا نیا

دروغ می گوییم

به ام ابیها دروغ می گوییم

به زبنب کبری دروغ می گوییم

به مادر طه دروغ می گوییم

به عرش الهی دروغ می گوییم

هیچی

جان خودش هیچی

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست

ورنه تشریف او بر بالای کس کوتاه نیست

 

 

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
مکتب الزهرا(س)

سلام. فرا رسیدن ایام ماه مبارک رمضان را پیشاپیش تبریک عرض می کنم.

مهیار

ربنا اغفرلنا ذنوبنا و انت غفار الرحیم ربنا ارحمنا و انت خیر الراحمین ربنا ارزقنا و انت خیر الرازقین ربنا اصلحنا و انت خیر الصالحین [گل]الحمدلله رب العالمین[گل]