حضرتی که نمی شناسیم

 

فرزندم

این روزها  که می بینم دنیا پشت کرده، روزگار سرکش از من می گریزد

و آخرت نزدیک می آید

از فکر و ذکر دیگران رها شده ام

به بیرون از خود اعتنایی ندارم

نگاهم از مردم به درونم برگشته، به خود می اندیشم

نزدیک شدن مرگ ،  از فکرها و  خواهشها  هم مرا منصرف کرده

و  حقیقت  و جودم را عریان پیش چشمم نهاده

مرا مشغول  اموری جدی کرده که شوخی برنمی دارند    

 به حقایقی کشانده که عین واقعیت اند

فرزندم

(  این روزها  از فکر دیگران  بیرون آمده ام

ولی  به تو فکر می کنم)

چون تو  پاره وجود منی

نه، بالاتر از این،

تو، خود منی!

رنجی به تو برسد، به من رسیده

مرگ اگر سراغت بیاید، سراغ من آمده

 حال و احوال  تو،  حال و احوال من است

به همین خاطر این نامه را می نویسم

می نویسم تا پشت و پناه تو باشد، چه من زنده بمانم چه نمانم. .....

 

پسرم!

بدان ! خوشایندترین چیزی که دلم می خواهداز وصیت من بگیری، پروای خداست،

اکتفا به هرچه مقرر اوست و راه افتادنت در همان مسیری که پدران و نیکویان خاندانت طی کردند.

چون آنها مدام دل و روحشان را می پائیدند

همان جور که تو می پائی

به خود فکر می کردند

چون تو که اهل فکر و مراقبه ای

در نهایت، این مراقبه ها، آنها را رساند به این که، باید به حقایقی که می شناسند، عمل کنند

و هرچه تکلیف شان نیست، واگذارند

اگر قلب تو، این دستاورد نیاکانت را نمی پذیرد

اگر می خواهد خودش حقیقت را بداند

همانطور که آنها دانستند

پس مراقب باش خواستن و جستجو یت، برای دانستن و فهمیدن باشد

نه غوطه در شبهه ها و تشدید جدلها

قبل از آغاز جستجو، از خدا کمک بخواه

به او با شوق رو کن تا توفیقت دهد

هرچه تو را به شبهه و دودلی می اندازد، کنار بگذار

دلت که یکرنگ شد و سر فرود آورد،

رأی و نظرت که از پریشانی درآمد و کامل شد، 

آن گاه به حقایق این وصیت، دقت کن

اگر دلت یکرنگ نشد

فکر و خیالت آرام و آسوده نشد

پس بدان! چون شتری شب کور به بیراهه میروی 

و در تاریکیها غوطه ور می شوی

آنکه در جستجوی دین است، به بیراهه ها نمی رود و تاریکی و روشنی را به هم نمی آمیزد

در این آمیختگی ها، ایستادن بهتر از رفتن است.

.........

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
مکتب الزهرا(س)

ُسلام....شهادت امام جعفر صادق(ع) را خدمتتان تسلیت عرض می کنم.