غزل

هیچ کس اشکی برای ما نریخت 
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم 
گاه بر حافظ تفائل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت یک 
غزل آمد که حالم را گرفت

/ 0 نظر / 10 بازدید