ياابن الحسن روحي فداک

ياابن الحسن ، عزيز علي ان اري الخلق و لا تري و لا اسمع لک حسيسا و لانجوي
الي متي احار فيک يا مولاي
سلام مريدانه مرا از زمين پرشده از ظلم و جور بپذير
سالهاست که از تو دورمانده ايم . سالهاست که نشاني از تو از قاصدکهاي بي خبر تمنا کرده ايم
سالهاست کبوتران حرم دل از پي تو روانه شده اند اما باز نيامدند
يادش بخير آن روزها که ملکوت نام تو را در گوش هستي زمزمه ميکرد . چه فخري بر عالم ميفروختيم
يادش به خير آن روزها که تو بودي و عشق و علي ، چه مباهاتي بر مجنون ميکرديم
يادش به خير آن روزها که گيسوان تو در رقص خون به هم ميتابيد ، چه غروري جانمان را سرمست ميکرد

دلم گرفته است . دلم سخت گرفته است و تو اي ذوالفقار همچنان آرامي
ميدانم بي علي سرماندن نداري و تاب هيچ نمي آوري اما تو را به جان علي مرتضي قسم ، ببين سيري ظالمان شکم باره را
ببين گرسنگي مظلومان پوست بر استخوان رسيده را
ببين جور و ستم دنيا را
ببين فرياد خاموش مستضعفان زمين را
ببين غوغاي تيرگي و ظلمت را
ببين جنجال فتنه و فساد را
پس چه شد عدالت موعود علوي؟ چه شد وعده تو باعلي؟
مگر تو ميراث علي در دستان مقدس فرزند فاطمه نيستي؟
مگر قرار نيست مهدي با پرچم بدر و پيراهن پيامبر و شمشيرعلي بيايد؟
مگر حديث فضيلت عدل بر جان تو نجوا نشد؟
مگر تحقق عدالت جز با حضور تو ممکن است؟
ذوالفقارا ! عاشقان علي چشم به راه تواند و قيامت را به انتظار نشسته اند . برخيز ! برخيز و حجت اهل بيت را تنها و بي عدالت علي مگذار
آمين
يا رب الحسين بحق الحسين اشف صدرالحسين بظهور الحجه
يا رب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه
التماس دعا   
نویسنده : میثم ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٥/۳٠
تگ ها :