بس طعنه زهجران رخ يار شنيديم از بار گران غم ايام خميديم

ما تشنه ديدار جمال رخ ياريم زين روى، از اين كوى به آن كوى دويديم

معشوقا!عمق انتظارتو به همه ى تاريخ برمىگردد، آن دم كه جهان را سياهى فراگرفت،نويد پرتو افكنى خورشيد،آرامش همگان بود.

مسيح اگر به آسمان عروج كرد چشم انتظار ظهور تو بود و حسين عليه السلام آنروزكه درقتلگاه آرام گرفت به اميد قيام تو سر بر آسمان دوست سائيد كه:اين الطالب بدم المقتول بكربلاء
  
نویسنده : میثم ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٥/۱۸
تگ ها :