خدا كند تو بيايى

چقدر منتظرم من، خدا كند تو بيايى
نشسته پشت درم من،خدا كند تو بيايى!

از آن درخت شكسته،ازآن پرنده ى خسته
هنوز خسته ترم من، خدا كند تو بيايى

هميشه در سفرى تو، بهاروبرگ و برى تو
درخت بى ثمرم من، خدا كند تو بيايى

غريب مانده ام اينجا، غريب مثل پرستو
شكسته بال و پر من، خدا كند تو بيايى

شب است وماه، تويى تو;نشان راه تويى تو
ببين كه در بدرم من، خدا كند تو بيايى

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٥/۱٤
تگ ها :