دستور العملى از حاج سيد احمد كربلايى به يكى از
شاگردان خود
باسمه تعالى و له الحمدگرچه بر واعظ شهر اين
سخن آسان نشودتا ريا ورزد و سالوس مسلمان نشودرندى آموز
و كرم كن كه نه چندين هنر استحيوانى كه ننوشد مى و
انسان نشودگوهر پاك بيابد كه شود قابل فيض ورنه هر سنگ و
گِلى لولؤ و مرجان نشوددردمندى كه كند درد نهان پيش طبيب
درد او بىسببى قابل درمان نشودهر كه در پيش بتان از سر
و جان مىلرزدبىتكلف تن او لايق قربان نشودانشاءاللّه
تعالى تمام مواظبت بر اداى واجبات و ترك محرمات به يكمال
دقت و تأمل، بالوصية اول الصبح او و كمال المراقبة فى
تمام النهار ثانياً و المحاسبة عند ارادة النوم ثالثاً و
التدارك و السياسة بالمجازات بالضد عند المخالفة رابعاً على
التفصيل المعهود فى كتب الاخلاق ]=1 ـ صبح مشارطه كند و بر
خود سفارشهاى لازم را بكند.
2 ـ در تمام روز مراقبت
كامل از اعضا و جوارح نمايد.
3 ـ به هنگام خواب
محاسبه كرده و به حساب خود برسد.
4 ـ اگر مخالفتى
مشاهده كرد خود را تنبيه كرده و تدارك غفلت روز را بكند و
هر كار خلافى كه نموده، با ضدّش خود را مجازات كند، به
همان تفصيلى كه در كتابهاى اخلاق گفته شده است.

تمام مواظبت انشاءاللّه تعالى در هر شبانه روزى به ساعت
خلوتى ازاغيار معاللّه جلّ جلاله بالمناجات و التضرّع و
التبتّل و الخضوع و الخشوع اليه و ينبغى أن يجعل ذلك فى كلّ
ليلة بين صلوة المغرب و العشاء او بعد العشاء فيسجد
السجدة المعهودة و يذكراللّه بعده بما ساعد عليه التوفيق
مع كمال الحضور و الاقبال علىاللّه تعالى بكليته و
الإعراض عما سواه بأسرهم كأنه لا موجود سواه جل جلاله ]=
ساعتى را با خداى تعالى جل جلاله خلوت نموده و مناجات و
تضرع كند و صورت به خاك بمالد و خضوع و خشوع نمايد، و
سزاوار است اين خلوت در هر شب ميان مغرب و عشا و يا پس از
خواندن نماز عشا باشد، پس سجده معهود را به جا آورد
(ظاهراً مقصود سجده طولانى است با ذكر يونسيه: لا إِلهَ
إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ،
لااقل 400 بار) و پس از سجده هر مقدار كه توفيق يارش بود،
با كمال حضور قلب و اقبال به خدا با همه وجودش و اعراض
از همه آنچه كه غير خدا است ـ آن چنان كه گويى موجودى
به جز او جل جلاله نيست ـ مشغول به ذكر گردد[.
و
چون از ذكر مانده و خسته شود، سر به گريبان تفكر فرو
برده، فكر كند كه من كىام؟ و كجايم؟ و از كجا آمده و به
كجا مىروم؟ و چنان در خود فرو رود كه خود را يافت نمايد
كه گويا در عالم وجود كسى نيست و از حضور بارى جلجلاله
مسألت نمايد كه   
نویسنده : میثم ; ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٥/٥
تگ ها :