در سقيفه چه گذشت؟؟1

به نام حضرت دوست كه دل ديوانه اوست
با سلام و
تشكر از كليه دوستاني كه ابراز لطف نمودند
با هم
ديديم كه قضيه شورا به طور كلي منتفي است زيرا با استناد
به آيات قرآن و حتي قبل از آن با وجود نص صريح نميتوان
آن را قبول كرد . حال فرض ميگيريم نصي موجود نيست و
شوري نيز حالت شرعي و قانوني داشته باشد اما كدامين
شورا؟؟ با هم به اتفاقاتي كه در آن شورا افتاد از زبان خود
اهل سنت نگاه ميكنيم
دركليه كتب تاريخي اين ماجرا
آمده است كه ما در اينجا از كتاب تاريخ طبري كه از تاريخ
نگاران اهل سنت است نقل ميكنيم ، جلد 3 كه ما در حد اختصار
از صفحات 218 تا 223 را نقل ميكنيم تا شايد برهاني
باشد براي جويندگان حقيقت
انصار در سقيفه بني ساعده
اجتماع كردند ، جنازه پيامبر را به عهده خانواده اش
گذاشتند تا او را غسل دهند . آنها گفتند بعد از پيامبر كار
را به سعدبن عباده واگذاريم و او را در حالي كه مريض
بود به آنجا آوردند . او سخنراني كرد ، ابتدا خدا را
حمد و ثنا گفت سپس سابقه انصار را در امر دين و فضائل
آنها را در اسلام برشمرد . او بيان داشت كه انصار پيامبر
و اصحابش را با تكريم و احترام پذيرفته و با دشمنان
پيامبر جنگيدند تا آنكه اعراب به دين اسلام درآمدند و
پيامبر در حالي از دنيا رفت كه از آنها راضي بود . سپس سعد
گفت اين امر را به دست بگيريد و ديگران را شريك خود
نسازيد ، انصار همه جواب دادند كه درست نظر دادي و سخن
صحيحي به زبان آوردي ما نيز هرگز از رأي تو سر باز نزده و
كار را به عهده تو واگذار ميكنيم ، سپس آنها با يكديگر
به گفتگو پرداختند و گفتند : ولي چه خواهد شد اگر
مهاجرين قريش نپذيرفته و گفتند ما مهاجرين با رسول الله و
اولين صحابه او بوده و عشيره و ياران او هستيم پس چرا
ميخواهيد كار را از ما بگيريد؟؟ آنگاه عده اي از انصار گفتند
در اين صورت ميگوييم اميري از ما و اميري از شما.
سعدبن عباده گفت اين اولين ضعف شماست . ابوبكر و عمر
موضوع را شنيده فورا خود را خود را همراه با ابوعبيده
جراح به سقيفه رساندند ، اسيدبن حضير ، عويم بن ساعده و
عاصم بن عدي از قبيله عجلان نيز به دنبال آنها آمدند.در
آنجا ابوبكر پس از آنكه عمر را از سخن گفتن منع كرد به
سخنراني پرداخت. ابتدا حمد و ثناي خدا را به جاي آورد سپس
سابقه مهاجرين را به عنوان اولين كساني از اعراب كه
پيامبر را تصديق كردند يادآور شده و گفت : آنها اولين
كساني هستند كه خدا را در زمين عبادت كرده و به پيامبر
ايمان آوردند ، آنها ياران و عشيره او بوده و پس از او
نيز مستحق تر از همه مردم به اين امر ميباشند و هركه به
ستيز با آنها بپردازد ظالم است ، سپس او فضيلت انصار را
ذكر كرده و گفت : بنابراين بعد از مهاجرين نخستين ، به
نظر ما كسي به درجه شما نميرسد ، پس امراء از ما و
وزراء از شما
ادامه دارد
  
نویسنده : میثم ; ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/٢٤
تگ ها :