در آخرين روز زندگانى آبى خواست.بدن خود را نيكو
شست و شو داد جامه‏هاى نو پوشيد و به غرفه خود
رفت.خادمه خويش را گفت تا بستر او را در وسط غرفه
بگستراند.سپس روى به قبله دراز كشيد دست‏ها را بر گونه‏هاى نهاد
و گفت من همين اعت‏خواهم مرد (24) بنقل علماى
شيعه،شوهرش على (ع) او را شست و شو داد.ابن سعد نيز همين روايت
را اختيار كرده است (25) . ليكن چنانكه نوشتم ابن عبد
البر گويد دختر پيغمبر اسماء را گفت تا متصدى شست و شوى
او باشد.و گويا اسماء در شست و شوى فاطمه (ع) با على
عليه السلام همكارى داشته است.

ابن عبد البر
نوشته است چون دختر پيغمبر زندگانى را بدرود گفت،عايشه
خواست‏به حجره او برود اسماء طبق وصيت او را راه نداد.عايشه
شكايت‏به پدر برد كه:

-اين زن خثعميه (26) ميان من و
دختر پيغمبر در آمده است و نمى‏گذارد من نزد جسد او
بروم.بعلاوه براى او حجله‏اى چون حجله عروسان ساخته است.ابو بكر
در حجره دختر پيغمبر آمد و گفت:

-اسماء چرا
نمى‏گذارى زنان پيغمبر نزد دختر او بروند؟چرا براى دختر
پيغمبر حجله ساخته‏اى؟

-زهرا بمن وصيت كرده است
كسى بر او داخل نشود-چيزى را كه براى نعش او
ساخته‏ام،وقتى زنده بود باو نشان دادم و بمن دستور داد مانند آنرا
برايش بسازم.

-حال كه چنين است هر چه بتو گفته
چنان كن (27) .

ابن عبد البر نوشته است نخستين
كس از زنان كه در اسلام براى او بدين سان نعش ساختند
فاطمه (ع) دختر پيغمبر (ص) بود. سپس مانند آنرا براى زينب
بنت جحش (زن پيغمبر) آماده كردند.

  
نویسنده : میثم ; ساعت ۳:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱۸
تگ ها :