كربلا يعنى طلوع سرخ خون

خط ظلمت را شكستن با جنون

كربلا يعنى بلا اندر بلا

جاب بلب آوردن از تكرار لا

كربلا يعنى قيامى در قعود

يعنى از گودال تا اوج صعود

كربلا يعنى عروج لاله ها

يعنى آهنگ رساى ناله ها

كربلا يعنى عبورى پر شتاب

تشنه ماندن در كنار شط آب

كربلا يعنى سجودى در قيام

ذوالفقارى تيز بيرون از خيام

كربلا دل را به اعلى ميبرد

عبد را تا كوى مولى مى برد.

كربلا لبهاى نى را باز كرد

نى، نوا، از نينوا آغاز كرد.

ناله اى از كربلا تا شام غم

نى از آن رو ناله اش زيل است وبم

كربلا مردانگى را خيره كرد

روز كج انديشها را تيره كرد

كربلا دين خدا را زنده كرد

خاك را چون كيميا ارزنده كرد

بى نهايت دشت خون در كربلا

جوشش عشق است از تفسير لا

اى خداى صبر بر من صبر ريز

جز مى انده در جامم مريز

كربلا در سينه دارد قصه ها

ز آن همه اندوه ها وغصه ها

كربلا سقاى هر لب تشنه اى

پشت او زخمى ز نيش دشنه اى

دال شد پشت بزرگان هر زمان

از خيانت ، از خيانت ، الأمان

اندر اين عالم گريديده اين دوتا

دشمنى كج فهم، يارى بى وفا

از خيانت پهلوى زهرا شكست

مرتضى در گوشه خانه نشست

از خيانت زشت كارى خود پرست

باده نوشى خيره سر بسيار پست

لعبت هاشم بالملك سرود

چون خزران بر لب قرآن نمود

كربلا يعنى دوچشم پر ز آب

سينه اى پر سوز، عمرى التهاب

كاش ما هم كربلائى ميشديم

لااقل ما ذوالجناجى مى شديم

كاش ما برگى ز نخلستان بديم

از زمانهاى گذشته از قديم

هر كه در دلش مهر ولا

آرزو دارد كه بيند كربلا

كربلا يك انفجار دائم است

خيمه دين از تفيلش قائم است

ما همه مديون ناى اصغريم

زنده از خون على اكبريم

از تحمل هاى دخت مرتضى

نو حياتى يافت دين مصطفى

اى خداى عشق بر ما ره نما

همرهى كن جان ما تا كربلا

كربلا درجان شيعه خون بود

چشمها از داغ او جيحون بود

جان ما از كربلا لبريز كن

حلقه عشقش به جان آويز كن

شعله اى در جان ما افروختى

درس عاشورا به ما آموختى

شور عاشورا به ما افزون بده

سينه اى از داغ او محزون بده

شيعه يعنى عاشق كرب وبلا

درس عاشورا نباشد غير لا

داغ عاشورا نه داغى مردنى است

بيتهاى شعر او كى خواندنى است


انشاالله هميشه كربلايي و حسيني باشيد...
يا حسين
التماس دعا.
  
نویسنده : میثم ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٤/۱٧
تگ ها :