زائری بارانی

زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی ؟
بی پناهم خسته ام تنها به دادم میرسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم 
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟
از کبوترها که می‌پرسم نشانم می دهند 
گنبد و گلدسته‌هایت را به دادم می‌رسی؟
ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی
پهنه آبی‌ترین دریا به دادم می‌رسی؟
ماه نورانی شب‌های سیاه عمر من!
ماه من! ای ماه من! آیا به دادم می‌رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهـــرا به دادم میرسی ؟
باز هم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد: آقا به دادم میرسی؟؟؟؟؟؟؟

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥
تگ ها :

ببینید اسم شما توی لیست عزاداران نیست ؟!!

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱
تگ ها :

غزل

هیچ کس اشکی برای ما نریخت 
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم 
گاه بر حافظ تفائل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت یک 
غزل آمد که حالم را گرفت

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱
تگ ها :

آمده ام

آمده ام  ،  آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ در ماندگان دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم اذن به یک لحظه نگاهم بده

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱
تگ ها :

دفتر مشق 3- پایانی

اره خلاصه درد سرتون ندم !

دیگه از اون دفتر ها اصلا درست نکردن ! الان دیگه همه دفتر های رنگی و زنگی دارن ! دیگه خبری از اون دفتر ها با اون جدول ضربها نیست ...

فکر کنم واسه همینه که خیلی هامون حسابمون ضعیف شده .... قبلا  6*6  تا 36 تا بود ولی الان هرچی من بگمه ! 

اره فکر کنم همینه داستان چون دیگه خیلیهانمون اصلا هیچی حساب بلد نیستیم و خیلی وقتها به جای جمع تقسیم می کنیم و به جای تفریق ضرب ....

از رو جلد همه که دیگه نگو و نپرس 

اصلا کسی یادش نیست که چی نوشته بودن رو دفترها .... ( شما یادتونه ؟؟؟ ) 

دیگه خیلی ها فراموش کردن باید به یک چیزایی توجه کنند.... 

 

نیم از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

الانم که فعلا دفتر مشقی در دست و بال ما نیست اما ....
 
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم


از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم


مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم
فی کتـاب مکنون

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱
تگ ها :