جلسه قران !!!!

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۳٠

حرکت ...!!!؟!

ما خراب افتادگان گوشه ميخانه ايم
مست چشم ساغي و ديوانه ميخانه ايم
دلبر ما با نگاهي اختيار از ما گرفت
عقل ما را جلوه رخسار يار از ما گرفت
ما زدرياي جنون مي خورده و مجنون شديم
از مدار عقل و شهر عاقلان بيرون شديم
انتظار عقل از ديوانگان بيجا بود
زانکه مجنون در کمند طره ليلا بود
ساقيا امشب پياپي باده مستانه ده
برترين جام جنون را بر من ديوانه ده
تا که جان در تن برقصد ، دل خدا بازي کند
ناز از دل برکش ، يار ار که طنازي کند
عاشقان را با غم دنيا و با عقبي چه کار
زانکه مست چشم معشوقند و محو روي يار
زاهدا از ما حذر صياد صياد افکنيم
ما جهنم را به آه آتشين آتش زنيم
دوزخ از من ميگريزد گر بگويم يا حسين
آب بر آتش بريزد گر بگويم يا حسين
عاشق ديوانه ديوانه ديوانه ايم
هرکجا شمعيست ما بر گرد او پروانه ايم
شمع جمع آفرينش روي زيباي حسين
پاي تا سر جان به قربان سراپاي حسين
حق که ما را از عدم آورد در بزم وجود
مقصدش اين بود و غير از اين دگر چيزي نبود
تا که بر اولاد زهرا روز و شب زاري کنيم
در عزاي شاه مظلومان عزاداري کنيم
عاشقم بر سرگذشت عاشقي کز سرگذشت
چون حسين از سرگذشت افسانه شد بر سر گذشت
آخر اي ديوانگان امشب شب مستانگيست
مست شو ، ديوانه شو ، امشب شب ديوانگيست

 

انتظار ....انطظار.... انتزار.... انطزار..... انتظار !

هر جوری که بخواهی بنويسی ٫ درست يا غلط ٫ ايران يا تو غربت ٫ خوشت بياد يا

نياد٫ باور بکنی يا نکنی ٫ اين کلمه يک معنی بيشتر نداره !

حرکت ...!!!؟!




  
نویسنده : میثم ; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤
تگ ها :