روز پانزدهم

سلام

 

لخته های دل  !

حالا چرا از همه جا لخته از لخته من خوشم نمی ياد.

اسمش ويروسی کردن بچه های مردمه !!

فکر می کننين چرا يک ساعت ميام تو پرشين بلاگ می شينم يکی يکی حدسی کليد ها رو پيدا می کنم که فارسی بنويسم چون بنده يک ويروسم و اين دفعه می خواهم از طريق کامپيوتر همتون رو ويروسی کنم و خلاصه اتيش به پا کنيم به لطف خدا اين هم از کرامات شيخ ماست که خودش هيچ کارست و فکر می کنه همه کارست !

خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

 

به نظر من ! من ؟  ببخشيد .

بنده اينطور فکر می کنم  رسوا شدن واسه ادم های تنبلی مثل من خوبه و باعث همرنگ نشدنشون می شود.

اينو هم بقيه گفتن :

 

     درس اخلاق، گفتنی نیست، عمل است

 

راستش يک دفعه الانبه قول خارجی ها يک فلش بک خورد به يک جايی !‌ بی خيال .

يعنی بی خيال جاش ولی نکتش اين بود .

درست يادم نمياد.

من نمی گويم  سمندر باش يا پروانه باش چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش.

ما خراب افتادگان گوشه ميخانه ايم
مست چشم ساغي و ديوانه ميخانه ايم
دلبر ما با نگاهي اختيار از ما گرفت
عقل ما را جلوه رخسار يار از ما گرفت
ما زدرياي جنون مي خورده و مجنون شديم
از مدار عقل و شهر عاقلان بيرون شديم
انتظار عقل از ديوانگان بيجا بود
زانکه مجنون در کمند طره ليلا بود
ساقيا امشب پياپي باده مستانه ده
برترين جام جنون را بر من ديوانه ده
تا که جان در تن برقصد ، دل خدا بازي کند
ناز از دل برکش ، يار ار که طنازي کند
عاشقان را با غم دنيا و با عقبي چه کار
زانکه مست چشم معشوقند و محو روي يار
زاهدا از ما حذر صياد صياد افکنيم
ما جهنم را به آه آتشين آتش زنيم
دوزخ از من ميگريزد گر بگويم يا حسين
آب بر آتش بريزد گر بگويم يا حسين
عاشق ديوانه ديوانه ديوانه ايم
هرکجا شمعيست ما بر گرد او پروانه ايم
شمع جمع آفرينش روي زيباي حسين
پاي تا سر جان به قربان سراپاي حسين
حق که ما را از عدم آورد در بزم وجود
مقصدش اين بود و غير از اين دگر چيزي نبود
تا که بر اولاد زهرا روز و شب زاري کنيم
در عزاي شاه مظلومان عزاداري کنيم
عاشقم بر سرگذشت عاشقي کز سرگذشت
چون حسين از سرگذشت افسانه شد بر سر گذشت
آخر اي ديوانگان امشب شب مستانگيست
مست شو ، ديوانه شو ، امشب شب ديوانگيست

 

انتظار ....انطظار.... انتزار.... انطزار..... انتظار !

هر جوری که بخواهی بنويسی ٫ درست يا غلط ٫ ايران يا تو غربت ٫ خوشت بياد يا

نياد٫ باور بکنی يا نکنی ٫ اين کلمه يک معنی بيشتر نداره !

حرکت ...!!!؟!

هيچ وقت انتظار معنی ارامش و سکون نمی ده ...

انتظار هيچ وقت تو رو منتظر نميگذاره ! بلکه تو رو به سمت خودش می کشونه !

از هفته پيش تا الان چيکار کرديم ؟

چقدر از خودمون حساب پس کشيديم ؟

نه هر کس که از دنيا کناره گرفت حب دنيا ندارد !

ونه هر کس که دنبال مقامات و حکومت بود حب دنيا دارد !!

 

يا علی

التماس ريا ! 

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٤:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٥
تگ ها :

 

سلام

 

خوب باختيم ديگه ..... 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢۱
تگ ها :

روز چهاردهم

سلام

در ميخانه که باز است ...

پس چرا حافظ گفت :

                             دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۸
تگ ها :

اين تذهبون ؟

جماعت‌!

 كجا مي‌رويم‌؟
 
چرا به‌ زمين‌ و آسمان‌ بد مي‌گوييم‌؟
 
چرا از روزگار گله‌ مي‌كنيم‌؟
 
چرا تحمل‌ خودمان‌ را نداريم‌؟
 
چرا با لبخند بيگانه‌ايم‌؟
 
چرا غصه‌ها به‌ جانمان‌ چنگ‌ انداخته‌؟
 
چرا از يكديگر خسته‌ايم‌؟
 
چرا به‌ آب‌ و آسمان‌ نگاه‌ نمي‌كنيم‌؟
 
چرا انتظار بهار را نمي‌كشيم‌؟
 
چرا ديگر صورت‌هامان‌ «ناضره‌» نيست‌؟
 
چرا چشم‌هامان‌  «الي‌ ربّك‌ ناظره‌»  نيست‌؟
 
مگر فراموشمان‌ شده‌ زمين‌ از آن‌ خداست‌ و  «يورثها من‌ يشاء من‌ عباده‌» ؟
 
مگر فراموشمان‌ شده‌  «والعاقبة‌ للمتقين‌» ؟
 
چرا دل‌هايمان‌ را به‌  «إنّ الارض‌ يرثها عبادي‌ الصالحون‌» خوش‌ نمي‌كنيم‌؟
 
چرا منتظر  «الساعة‌»  كه‌  «قريب‌»  است‌ نيستيم‌؟
 

چرا براي‌  «يوم‌ الخروج‌»  روزشماري‌ نمي‌كنيم‌؟
 
چرا به‌  «والله‌ متم‌ نوره‌»  يقين‌ نداريم‌؟
 
جماعت‌!
 
باور بياوريد به‌ وعده‌ خداوند؛  «ليستخلفنّهم‌ في‌ الارض‌»  دروغ‌ نيست‌.
 
«ليظهره‌ علي‌ الدين‌ كلّه‌»
  جدّي‌ است‌، اگر چه‌ مشركان‌ را خوش‌ نيايد.
 
جماعت‌!
 
«انشق‌ القمر»  در پيش‌ است‌.
 
«اقترب‌ الساعة‌»  چشم‌ برهم‌ زدني‌ طول‌ نمي‌كشد.
 
«يوم‌ الفتح‌
»  از راه‌ مي‌رسد و خدا نكند در آن‌ روز از كساني‌ باشيم‌ كه‌ ايمان‌ به‌ دردمان‌ نخورد.
 
جماعت‌!
 
نمازهايتان‌ را با  «أمّن‌ يجيب‌ المضطر»  ختم‌ كنيد.
 
و به‌ ياد داشته‌ باشيد منت‌ خدا را بر 
«الذين‌ استضعفوا في‌ الارض‌»
 
او همه‌ تشنگان‌ را با  «ماء معين‌»  سيراب‌ مي‌كند.
 
جماعت‌!
 
خداوند اراده‌ كرده‌ است‌ كه‌ ما قوي‌ باشيم‌ كه‌ او را دوست‌ بداريم‌ و او دوستمان‌ بدارد.
 
خداوند به‌  «اقامواالصلوة‌»  ما افتخار مي‌كند.
 
«اتواالزكوة‌»
  ما را به‌ رخ‌ دنياطلبان‌ مي‌كشد.
 
از  «امروا به‌ معروف‌ و نهوا عن‌ المنكر»  ما حظ‌ مي‌كند.
 
جماعت‌!
 
ما تنها نيستيم‌.
 
«أينما تكونوا يأت‌ بكم‌ اللّه‌ جميعاً»
  دست‌ به‌ سر كردن‌ ما نيست‌.
 
چرا نويد  «بقية‌الله‌ خيرلكم‌»  را به‌ يكديگر نمي‌دهيم‌؟
 
به‌ خدا قسم‌ زمين‌، مرده‌ نمي‌ماند!
 
به‌ خدا قسم‌  «جاء الحق‌»  آمدني‌ است‌!
 
«زهق‌ الباطل‌»  شدني‌ است‌!

 و واي‌ به‌ حال‌ ما اگر از مفلحونِ  «حزب‌ الله‌»  نباشيم‌.

 

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٧
تگ ها :

روز دوازدهم !

خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو

خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

 

فرق اين دو جمله چيه ؟

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٢
تگ ها :

روز يازدهم

« درس اخلاق، گفتنی نیست، عمل است. »

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٩
تگ ها :

روز دهم

لاف و عشق و گله از يار؟؟ زهي لاف دروغ
عشق بازان چنين ،‌مستحق هجرانند
سلام بر مهدي ،‌ جان جهان
، ميدانيم كه خود حجاب ميان خويش و او هستيم و تا اين
منيت ما از ما گرفته نشود ، آفتاب ظهور او در جانمان
تابيده نخواهد شد
تو خود حجاب خودي ، حافظ از ميان
برخيز
اميدوارم ياد و نام او ذكر هميشگي دلهايمان باشد و
به اين چند روز كوتاه اكتفا نكنيم واقعا بتوانيم اين
شعر را بر دلهايمان نقش بيندازيم كه
هرگزم نقش تو
از لوح دل و جان نرود
هرگز از ياد من آن سرو
خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خيال دهنت
به جفاي
فلك و غصه دوران نرود
كه امام صادق فرمودند تنها
كساني از مهلكه آخرالزمان نجات پيدا خواهند كرد كه ذكر و
ياد غايب آن زمان را هميشه در دل داشته باشند و هر گاه
و بيگاه براي ظهور او دعا كنند
از سرزنش دشمنان
نهراسند و دل به او سپرند

خدايا
شب يلداي هجران
را به يمن ظهور ماه كاملش كوتاه كن كه شب پرستان ،‌
همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما مؤمنان طلوع خورشيد
جمالش را نزديك ميدانيم
اللهم عجل لوليك
الفرج

التماس دعا

  
نویسنده : میثم ; ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٤
تگ ها :

روز نهم

حدیث مهدوی:
امام رضا عليه السلام فرمودند:هركس كه پرهيزكارنيست دين ندارد وكسي كه
تقيه نمي كند ايمان ندارد وهمانا بهترين شما نزد خداوند كسي است كه بيشتراز
ديگران برمبناي تقيه عمل كند.پرسيده شد:اي پسر رسول خدا تاچه وقت؟فرمود:تا
روز وقت معلوم و(آن وقت معلوم) روز خروج قائم مااهل بيت است پس هرآن كس كه
قبل از خروج قائم ما تقيه را ترك نمايد ازما نيست .ازحضرت پرسيده شد:اي
فرزند رسول خدا! قائم از شمااهل بيت كيست؟فرمود: او چهارمين فرزند من است و
اوفرزندبهترين كنيزان مي باشد كه خداوند به سبب او زمين را ازهرگونه ظلم
وجوري پاك مي سازد.او كسي است كه مردم درولادت اوشك مي نمايند، و او قبل
ازقيام وخروجش صاحب غيبتي است پس زماني كه خروج كند زمين با نور وي روشن مي
شود وميزان عدل رادربين مردم قرار مي دهد پس درآن زمان هيچ كس به ديگري
ظلم نمي نمايد . او كسي است كه زمين درزيرپايش پيچيده مي شود(داراي طي الارض
است)وبراي اوسايه نمي باشد.او فردي است كه مناديي ازاسمان كه صداي او را
تمام زمينيان مي شنوند،همه رابه سوي او فرامي خواندوآن منادي چنين مي گويد
:آگاه باشيد همانا حجت خداوند دركنار خانه خدا ظاهرشده پس
ازاوتبعيت وپيروي نمائيد به درستي كه حق با او ودر اوست.و او است مصداق
قول خداوندعزوجل كه فرمود :اگر ما بخواهيم نشانه اي از آسمان براي آنها فرو
مي فرستيم تا گردنهايشان براي او خاضع شود.

آدرس حديث:

* : كمال الدين : ص 371 ب 35 ح 5 - حدثنا أحمد بن زياد بن جعفر الهمداني
رضي الله عنه قال : حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم ، عن أبيه ، عن علي بن
معبد ، عن الحسين بن خالد قال : قال علي بن موسى الرضا عليهما السلام : -

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢
تگ ها :

روز هشتم

بسم رب المهدی !

سلام

 

يا ابا الصالح و اين بار هم عصر جمعه ديگر امد و تو ...... يا مهدی ادرکنی !

اين بار سيم ها اتصالی دارن و مطلب رو دارم با سرعت می نويسم .....البته منظور

سيم های خودمه !

ديگه رسيدی ٫ حسنت مستقرا و مقاما ٫‌بابا ! کجا بوده ما نديديمش تا حالا !

همش اين ها تو گوش ات زمزمه می شه...

لقد جئت شيئا امرا ....

و سات مرتفعا ....

من هو شر مکانا ....

و همش بهشون گفتم ...

انتم شر مکانا 

و همش گفتم ... شکايتم و پيش خدا می برم ....

دوستمون خوب گفتن ما همش کردار خودمون رو قايم ميکنيم !!

نترس بابا جان ريا نمی شه ....

بخون ٫ اون نماز و می بينی داره ميره کنار بزرگراه نگهدار بخون ....

تو که ميدونی مسلمونی ! جا نماز و قبله نما اگه موقعيت داری همراهت باشه ....

و الذين هم علی صلواتهم يحافظون اخه چه اشکالی داره ....

اين چه دينيه که تا از ايران خارج ميشيم !

ساندويچ های حسين اقا جاش رو به مک دونالد ميده ....

چادر که پيش کش ! روسری کو ؟ ديگه نيست ! مگه نفت که بعد يک مدت تموم بشه !

بچه های مسجد و سر محل و فاميل جاشون رو به بچه های فلان کالج و مدرسه و کلاب می دن !

محمد طاهری و ارضی و کريمی و .... ميشن همين اشغالها که اسمشون رو ياد ندارم !

نذر رفتن به حرم هر شب جاش رو به هر شب کلاب رفتن می ده !

دوغ ابعلی و زمزم جاش رو به ابجو ها ميده ...

وقت گذاشتن واسه پا منبری رفتن جاشو به وقت گذاشتن به  چيزها لغو ديگه می ده ........

مسجد جاش رو به میخانه ....

اينجاست که غربت می فهمی يعنی چی .... يعنی چی ؟

و يادت بيارم  که و الامر يومئذ لله

پس هنرت تو چيه ؟

 

ادامه دارد ..........

 

يا علی

التماس دعا

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱
تگ ها :

روز ۶+۱

بسم رب النور والمهدی !

 

سلام !

ما خراب افتادگان گوشه ميخانه ايم
مست چشم ساغي و ديوانه ميخانه ايم
دلبر ما با نگاهي اختيار از ما گرفت
عقل ما را جلوه رخسار يار از ما گرفت
ما زدرياي جنون مي خورده و مجنون شديم
از مدار عقل و شهر عاقلان بيرون شديم
انتظار عقل از ديوانگان بيجا بود
زانکه مجنون در کمند طره ليلا بود
ساقيا امشب پياپي باده مستانه ده
برترين جام جنون را بر من ديوانه ده
تا که جان در تن برقصد ، دل خدا بازي کند
ناز از دل برکش ، يار ار که طنازي کند
عاشقان را با غم دنيا و با عقبي چه کار
زانکه مست چشم معشوقند و محو روي يار
زاهدا از ما حذر صياد صياد افکنيم
ما جهنم را به آه آتشين آتش زنيم
دوزخ از من ميگريزد گر بگويم يا حسين
آب بر آتش بريزد گر بگويم يا حسين
عاشق ديوانه ديوانه ديوانه ايم
هرکجا شمعيست ما بر گرد او پروانه ايم
شمع جمع آفرينش روي زيباي حسين
پاي تا سر جان به قربان سراپاي حسين
حق که ما را از عدم آورد در بزم وجود
مقصدش اين بود و غير از اين دگر چيزي نبود
تا که بر اولاد زهرا روز و شب زاري کنيم
در عزاي شاه مظلومان عزاداري کنيم
عاشقم بر سرگذشت عاشقي کز سرگذشت
چون حسين از سرگذشت افسانه شد بر سر گذشت
آخر اي ديوانگان امشب شب مستانگيست
مست شو ، ديوانه شو ، امشب شب ديوانگيست

 

انشاالله که همگی حالشون خوب باشه !

انتظار ....انطظار.... انتزار.... انطزار..... انتظار !

هر جوری که بخواهی بنويسی ٫ درست يا غلط ٫ ايران يا تو غربت ٫ خوشت بياد يا

نياد٫ باور بکنی يا نکنی ٫ اين کلمه يک معنی بيشتر نداره !

حرکت ...!!!؟!

هيچ وقت انتظار معنی ارامش و سکون نمی ده ...

انتظار هيچ وقت تو رو منتظر نميگذاره ! بلکه تو رو به سمت خودش می کشونه !

از هفته پيش تا الان چيکار کرديم ؟

چقدر از خودمون حساب پس کشيديم ؟

نه هر کس که از دنيا کناره گرفت حب دنيا ندارد !

ونه هر کس که دنبال مقامات و حکومت بود حب دنيا دارد !!

 

يا علی

التماس ريا !

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱
تگ ها :

هنوز همون روز هفتم !!

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
داشتم دلقی و صد عیب مرا می​پوشید
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی

 

وان که این کار ندانست در انکار بماند
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند

 

ببين خدا جون خيلی مخلصيم !!‌

خيلی هم از بابته تمام نعمت هات ممنونم ...

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱
تگ ها :

روز هفتم !

اسلام!

اسلام چيست؟ چقدر مظلوم است و
چقدر غريب.




اما ميان تمام مدلهاى اسلام
من فقط يك مدلش را دوست دارم.




من از كسانى كه از مستحبات فقط خواب قيلوله را مى پسندند بدم
مى آيد!




من از كسانى كه در ميان واجبات فقط صله رحم را با ميهمانان
آنچنانى دوست دارند بدم مى آيد! من از صله رحمهاى قر وقاطى! در ميان تنها مسلمانان
شهر بدم مى آيد! من از بقيه هم بدم مى آيد.




از آنهايى كه از اسلام
فقط مسح كشيدن را بلدند، آنهم با طى مدت يك ربع!




از آنهايى كه از ياد خدا فقط ذكر گفتن را بلدند، آنهم بلند
با ذكر "صاد" از مخرج اصلى!




آنهاييى كه هر نمازشان را ده بار مى خوانن، آنهايى كه قرآ،
را فقط مى خوانند،




آنهايى كه خمس وزكات دزديهايشان را كامل پرداخت مى كنند،




آنهايى كه غذاى ته مانده خود را به فقرا مى دهند،





آنهايى كه مسجد مى سازند وسردرب مسجد را ملوث بنام خود مى
كنند،




آنهايى كه ده بار والضالين را تكرار مى كنندو ...




من از اسلام
مدل لطيفش را دوست دارم. اسلام
من در ميان پرمردهاى 90 ساله رو به مرگ نيست. من
اسلام دعا را دوست دارم .اسلام
گريه را..اسلام پيرمرد
بودن جوانها را.




اسلام جمعهاى تذكر را..اسلام
عهدهاى اخوت را ..اسلام
جنگ وجبهه را.




اسلام ته مانده غذا را خوردن
را..اسلام بخشش تمام
مال نداشته را.




اسلام خجالت نكشيدن از نماز
را..اسلام مخفى كردن
تمام عبادات را...




اسلام ضجه هاى جانسوز را.اسلام
دعاى كميل را .اسلام
دعاى توسل را.




اسلام مناجات شعبانيه را ..اسلام
رمضان را.




اسلام سينه زنى را.
اسلام نوحه خوانى را.
اسلام نيمه هاى شب را.




من از اسلام
مرفهين بدم مى آيد. همانها كه از ميان احاديث فقط استحباب خانه خوب، مركب خوب وزن
خوب را دوست دارند! من از خودم هم خيلى بدم مى آيد!




من خودم را دوست ندارم! من آتش را كمترين مزدم در آخرت
ميدانم!




از شما هم بدم مى آيد واز
اسلام شما بيشتر....

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱
تگ ها :