يا اهل العالم قتل الحسين بکربلا عطشانا

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٤
تگ ها :

بخونين و حالشو ببرين ....

ان الدين عند الله الاسلام و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم و من يكفر بآيات الله فان الله سريع الحساب (19)

دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است. و كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده شد، اختلافى (در آن) ايجاد نكردند، مگر بعد از آگاهى و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در ميان خود; و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، (خدا به حساب او مى‏رسد; زيرا) خداوند، سريع الحساب است. (19)

ابراهيم و اسماعيل :

ملة ابيكم ابراهيم هو سماكم المسلمين

 از آيين پدرتان ابراهيم پيروى كنيد; خداوند شما را در كتابهاى پيشين و در اين كتاب آسمانى «مسلمان‏» ناميد،

 

ربنا و اجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا امة مسلمة لك

پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور!

در داستان فرعون :

و جاوزنا ببني اسرائيل البحر فاتبعهم فرعون و جنوده بغيا و عدوا حتى اذا ادركه الغرق قال آمنت انه لا اله الا الذي آمنت به بنوا اسرائيل و انا من المسلمين (90)

(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا ( رود عظيم نيل) عبور داديم; و فرعون و لشكرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند; هنگامى كه غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده‏اند، وجود ندارد; و من از مسلمين هستم! س‏ذللّه (90)

 

در داستان سليمان و بليقيس :

الا تعلوا علي و اتوني مسلمين (31)

توصيه من اين است كه نسبت به من برترى‏جويى نكنيد، و بسوى من آييد در حالى كه تسليم حق هستيد!» (31)

 و اسلمت مع سليمان لله رب العالمين (44)

گفت: «پروردگارا! من به خود ستم كردم; و (اينك) با سليمان براى خداوندى كه پروردگار عالميان است اسلام آوردم!» (44)

از قول عيسی :

فلما احس عيسى منهم الكفر قال من انصاري الى الله قال الحواريون نحن انصار الله آمنا بالله و اشهد بانا مسلمون (52)

هنگامى كه عيسى از آنان احساس كفر (و مخالفت) كرد، گفت: «كيست كه ياور من به سوى خدا (براى تبليغ آيين او) گردد؟» حواريان ( شاگردان مخصوص او) گفتند: «ما ياوران خداييم; به خدا ايمان آورديم; و تو (نيز) گواه باش كه ما اسلام آورده‏ايم. (52)

داستان لوط :

فما وجدنا فيها غير بيت من المسلمين (36)

ولى جز يك خانواده باايمان در تمام آنها نيافتيم! (36)

از زبان پيامبر :

 لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون (84)

ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم; و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)

قل آمنا بالله و ما انزل علينا و ما انزل على ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و ما اوتي موسى و عيسى و النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون (84)

بگو: «به خدا ايمان آورديم; و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده; و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است; ما در ميان هيچ يك از آنان فرقى نمى‏گذاريم; و در برابر (فرمان) او تسليم هستيم.» (84)

 

 

نتيجه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٢
تگ ها :

اسلام، دین تعالی

. توصیه ای بفرمایید تا عمل کنیم؟
« اگر این دو کار را انجام دهید، خیلی پیشروی کرده اید:
یکی این که نماز را اول وقت بخوانید،
 دیگر آن که دروغ نگویید.
خیال نکنید ضرر می کنید. ان شاء الله مورد توفیقات خدا هم واقع می شوید و آن وقت اگر این کارها را کردید، فهم شما هم عوض می شود، یعنی درک دیگری پیدا می کنید.
الان شاید شما نتوانید این مطالب را از ما قبول کنید، ولی وقتی خودتان به آن رسیدید، قبول می کنید. وقتی وجدان شما مسأله را حل کرد، می بینید راست است و می بینید که اسلام چه نعمت بزرگی برای بشر بوده است. و این بشر، روی همان هوی و هوس و شیطنت خودش، از آن بی بهره بوده است. پیامبر اسلام می خواهد همه به ستاره ثریا برسید؛ ولی این ها می گویند بگذارید ما برویم در یک منجلاب غرق شویم. »


 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٢
تگ ها :

 

بسم‏اللَّه الرّحمان الرّحیم

فرزند عزیزم، سلامٌ علیکم، امیدوارم خوب و خوش باشى.

در قرآن کریم مى‏خوانیم: »یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیْراً کَثیراً«
)خداوند حکمت را به هر که بخواهد مى‏بخشد و به هر کس حکمت داده شد، خیر زیاد به او عنایت شده است.( اگر بپرسى این حکمت چیست؟ مى‏گویم: واقع ‏بینى است؛ نه خواندن اسفار و شرح اشارات و آشناشدن با اصطلاحات ‏فلسفى. چرا؟ براى آن‏که مى‏بینیم چه بسیار افرادى که این‏ها را خوانده‏اند و تدریس مى‏کنند، ولى به خیر کثیر نرسیده ‏اند؛ یعنى مثلاً علم تدبیر منزل را مى ‏داند و حتّى در این موضوع کتاب نوشته ولى زن و بچّه‏ اش را نتوانسته تربیت کند و در نزد آن‏ ها منفور است و زندگى جهنّمى دارد.
در مقابل، فردى را مى‏بینیم که اصلاً سواد ندارد؛ ولى داراى حکمت است؛ یعنى تدبیر منزل دارد و افرادى را تربیت کرده است که مایه‏ى آبروى او بوده و به حال مردم و اجتماع مفیدند. بنابراین انسان باید واقع ‏بین بوده تمام حرکاتش از روى عقل و متانت باشد.
لقمان مى‏گوید: »پسر جان! شبِ خودت را روز و روزِ خودت را شب مکن.« این حکمت است و باید عملى شود؛ یعنى اوّل شب بخوابیم و سحرخیز باشیم. همچنین باید در همه‏ى کارها اعتدال داشته باشیم؛ یعنى مثلاً نه آن ‏قدر زیاد درس بخوانیم که فرسوده شویم و نتوانیم در آینده درد مردم را دوا کنیم و نه به درس و تحصیلِ علم بى‏توجّه باشیم که نتوانیم فایده ‏اى به جامعه برسانیم.
در هر صورت، آیه‏ى شریفه، خیر کثیر را خانه و ماشین و ... نمى‏داند بلکه خیر کثیر را حکمت مى‏داند. حکمت هم یعنى واقع ‏بینى. شخص واقع‏ بین، حق را ملاک مى‏داند نه اشخاص را و نمى‏گوید که: چون فلان کس، این حرف را زده، پس درست است! بلکه حق، مایه‏ى تشخیص اوست.
فرد حکیم شخصیّت‏زده نیست. در سوره‏ى حمد با گفتن »وَ لَا الضّالّین« از خدا مى‏خواهیم تا از گمراهان نباشیم. باید بدانیم که فردپرستى عینِ گمراهى است. این است حکمت.
.

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٢:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٢
تگ ها :

ذکر صلوات

در مورد اقای بهاالدينی می گويند:

او محو و فانی در پیامبر، علی، فاطمه و فرزندان آنها علیهم السلام بود. بارها می فرمود:
« همه خیرات و برکات از ناحیه نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است. »
لذا ذکر صلوات را خیلی ارج می نهاد.

 

 

  
نویسنده : میثم ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱٢
تگ ها :